بلافاصله پس از پایان جنگ سرد، تقابل کمونیسم و دموکراسی لیبرال جای خود را به بیداری ملتها داد. رویکرد ایدئولوژیکی که بر روابط بینالملل حاکم بود، در تاریکی تاریخ رها شد و ملتها به درستی شروع به درک هویت و فرهنگ خود کردند. در واقع، روح دیالکتیکی که بر این نوع جهتگیری تکاملی حاکم بود، پیش از این نیز وجود داشت. یعنی پس از انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹، به محض ظهور ذهنیت سکولار، آرزوی تبدیل شدن به یک دولت ملی به سرعت در دستور کار مردم جهان قرار گرفت و تا آغاز قرن بیستم، دولتهای ملی زیادی تأسیس شدند. با این حال، پس از انقلاب سوسیالیستی در روسیه در سال ۱۹۱۷، سرعت جنبش ملیسازی کاهش یافت و رویاروییهای ایدئولوژیکی پدیدار شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، امواج ملیسازی و دولت ملی دوباره شروع به افزایش کرد. تعداد کشورهای عضو سازمان ملل متحد دوباره افزایش یافته است. در همین حال، مفید است بگوییم که حتی در دوره چنین رویکرد ایدئولوژیکی به تاریخ و رویدادها، سیاستمداران ملی آذربایجانی موفق شدند مفهوم حقوق ملی را در آذربایجان جنوبی زنده نگه دارند. حادثهای که تحت رهبری ۲۱ آذر و پیشهوری رخ داد، نمونه مناسبی برای تشخیص آنچه گفتهایم است.
امروزه، ماهیت روابطی که بر جهان، خاورمیانه و ایران حاکم است، در وضعیت متفاوتی قرار دارد. کشورهای اتحادیه اروپا همچنان بر شایسته بودن خود اصرار دارند. در سال ۲۰۰۴، توافقی در رم امضا شد که بر آینده بلندمدت اروپا تأثیر گذاشت. در این مراسم توافق که تنها ترکیه از کشورهای مسلمان در آن شرکت و آن را امضا کرد، نحوه حکومت سیاسی بلندمدت این کشورها تعیین شد. این کشورها توافق کردند که دین را از سیاست جدا نگه دارند.
امواج مدرنیسم، شاید کمی دیر، اما در هر صورت، کشورهای اسلامی را تحت تأثیر قرار داده است. به همین دلیل، مانند مورد اندونزی، ملتهایی که طبیعیترین حقوق ملی آنها در بسیاری از کشورها انکار میشود، وارد مرحلهای از بیداری شدهاند.
یکی از اصول ضروری حقوق بشر و دموکراسی، حقوق ملی است. ما شاهدیم که ملتهای ساکن ایران به خاطر حقوق ملی وارد مرحله تاریخی جدیدی شدهاند. سازمانهای مختلفی که در داخل و خارج از کشور برای دفاع از حقوق این ملتها تأسیس شدهاند، وجه نمایان و بیرونی جنبش بیداری ملی هستند. این یک واقعیت است که بیداری بزرگی در رفتارهای ملی، نحوه برخورد با رویدادها و روحیه ملی ملتها وجود دارد. شاید بتوانیم در آینده شاهد وقایع تاریخی باشیم که این بیداری ایجاد خواهد کرد.
ما، به عنوان جبهه ملی آذربایجان، تلاش میکنیم تا از حقوق ملی خود در آذربایجان جنوبی به شیوهای مدرن، متمدنانه، مطابق با حقوق بشر و دموکراتیک دفاع کنیم. به همین دلیل، مایلیم در مورد حقوق ملی خود ملاحظاتی را مطرح کنیم.
همه میدانند که رژیم پهلوی یک رژیم غیرانسانی مبتنی بر نژادپرستی فارسی بود و به حقوق بشر و حقوق ملتها احترام نمیگذاشت. در دوران پهلوی، چنان ضرباتی بر روح ملتها وارد شد که هنوز هم برای از بین بردن این ویرانی زمان لازم است. در ایران انقلابی رخ داد، رژیم تغییر کرد، اما رفتار بیاحترامی وحشیانه به حقوق سایر ملتها که میراث پهلویها بود، تغییر نکرد. برنامههای شوونیسم فارس این بار نیز به نام امتگرایی مورد حمله قرار گرفت. اگرچه حس احترام به حقوق ملتها در ذات و ماهیت اسلام به شدت مورد تأکید قرار گرفته بود، اما تقدس مذهبی که به بازیچهای در دست شوونیسم فارس تبدیل شده بود، به ابزاری برای جذب ملتها نیز تبدیل شد.
جبهه ملی آذربایجان به اتحاد اجباری با ایران در مورد آذربایجان جنوبی اعتقادی ندارد، شاید به دستیابی به سرنوشت خود از طریق انتخابات آزاد در سرزمینهای تاریخی ملت آذربایجان اعتقاد دارد و خود را با سه اصل اصلی هدایت کرده است:
۱. پارلمان
۲. قوه مجریه
۳. تأسیس دادگاهها مطابق با نظام حقوقی مدرن.
بر اساس منطق این سه اصل، جبهه ملی آذربایجان که استراتژی و تاکتیکهای مبارزه خود را تعیین کرده است، حامی تفکر سکولار است. ما ضمن احترام و برخورد محترمانه با نیازهای مذهبی ملت خود، به شدت با استفاده از باورهای مذهبی به عنوان ابزاری برای جذب توسط شوونیسم فارس با نیتهای بد مخالفیم.
جبهه ملی آذربایجان معتقد است که برای جلوگیری از تحریک شوونیسم فارس، همه ملتهایی که تحت ستم ملی زندگی میکنند باید با هم علیه سیاستهای غیرمدرن و غیرانسانی مبارزه کنند. از آنجایی که ما تحت ستم مشترک هستیم، میتوانیم راحتتر یکدیگر را درک کنیم. امروزه، متحدان اولیه و واقعی ملتهایی که در ایران تحت ستم ملی تمام ارزشهای ملی خود را از دست میدهند، خودشان هستند. یعنی باید یک جبهه متحد علیه شوونیسم فارس به عنوان ترکها، ترکمنها، عربها، بلوچها و کردها تشکیل شود. پایه پیروزی، تجلی این تفکر و احساس وحدت است. این وحدت برای احیای جهانی قابل زیست و انسانی مورد نیاز است.
با آرزوی بهترینها
جبهه ملی آذربایجان
مالمو-سوئد، ۱۹ فوریه ۲۰۰۵

